شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۱۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم / صد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم
در حبس صورتیم و چنین شاد وخرمیم / بنگر که در سراچهٔ معنی چه ها کنیم
رندان لاابالی و مستان سرخوشیم / هشیار را به مجلس خود کی رها کنیم
موج محیط و گوهر دریای عزتیم / ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم
در دیده روی ساقی و بر دست جام می / باری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم
از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرام / تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم