شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۱۲| ” میراثدار ادب پارسی “
عاشقانه عشقبازی می کنیم / تا نپنداری که بازی می کنیم
خان و مان عقل ویران کرده ایم / سرخوشیم و ترکتازی می کنیم
در پی کفر حقیقی می رویم / ترک اسلام مجازی می کنیم
کشتهٔ عشق و شهید حضرتیم / آفرین بر دست غازی می کنیم
ما به آب دیدهٔ ساغر مدام / خرقهٔ خود را نمازی می کنیم
هرچه می بینیم چون معشوق ماست / عاشقانه دل نوازی می کنیم
سیدیم و بندهٔ محمود خویش / بر در سلطان ایازی می کنیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.