شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۱۴| ” میراثدار ادب پارسی “
هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم / اما به روح پاک ز ابنای خاتمیم
هستیم بی نیاز و فقیریم از همه / این از کمال ماست که محتاج عالمیم
جام جهان نما که به ما نور خود نمود / گفتا ببین که آینهٔ اسم اعظمیم
ما را وجود داد و به خود هم ظهور کرد / پیوسته ایم بر هم و پیوسته با همیم
با جام می مدام چو رندان باده نوش / لب بر لبش نهاده و مستانه همدمیم
هر چند افصحیم در اوصاف او ولی / در کنه ذات عاجز و حیران و اَبکمیم
ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است / نزد خدا و خلق از آن رو مکرمیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.