شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۱۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم / از چنین آب و هوائی به هوائی نرویم
عشق شاه است و روان از پی او می گردیم / در پی عاقل مسکین گدائی نرویم
نرویم از در میخانه به جائی دیگر / جنت ماست از این خانه به جائی نرویم
دُردی درد که یابیم خوشی نوش کنیم / دردمندیم پی هیچ دوائی نرویم
به هیاهوی رقیبان نرویم از در تو / دایما گر چه بگوئیم دعائی نرویم
نعمت الله به همه کس چو عطا می بخشد / ما از او تا نستانیم عطائی نرویم