شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۱۶| ” میراثدار ادب پارسی “
ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم / مستان حضرتیم و ز میخانه می رسیم
از ما نشان ذوق خرابات جو که ما / مستیم و لاابالی و رندانه می رسیم
ای عقل دور باش که رندیم و باده نوش / از بزم عشق و مجلس جانانه می رسیم
پروانه وار ز آتش عشقش بسوختیم / شمعی گرفته ایم و به پروانه می رسیم
تاجی ز ذوق بر سر و در بر قبای عشق / بسته کمر به عزت و شاهانه می رسیم
سرمست می رسیم ز میخانهٔ قدیم / مخمور نیستیم که مستانه می رسیم
از بندگی سید خود می رسیم باز / از ملک غیب ، ببین که چه مردانه می رسیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.