شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۱۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما گدایان حضرت شاهیم / پرده داران خاص اللهیم
باده نوشان مجلس عشقیم / ره نشینان خاک این راهیم
گر چه از خود خبر نمی داریم / به خدا کز خدای آگاهیم
در ضمیر منیر دل مهریم / بر سپهر وجود جان ماهیم
گاه در مصر تن عزیز خودیم / که چو یوسف فتاده درچاهیم
کام دل در کنار جان داریم / ایمن از آرزوی دلخواهیم
بندهٔ ذاکران توحیدیم / سید ملک نعمت اللهیم