شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۲۴| ” میراثدار ادب پارسی “
نعمت الله می است و عالم جام / این چنین جام و می مراست مدام
جز از اینسان حلال نیست شراب / هر که نوشد جز این شراب حرام
ساقی مست مجلس عشقیم / می فروشم حریف و همدم جام
در خرابات کاینات مجو / همچو من دردمند درد آشام
می وحدت به ذوق می نوشم / ذوق داری به بزم ما بخرام
جام و باده شدند همدم هم / مجلس می فروش یافت نظام
عشق شاد آمدی به پافرما / عقل خوش می روی به خیر و سلام
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.