شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۲۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام / بندهٔ او بر در او عزتی دارد تمام
رند سرمستی که او فرمان ساقی می برد / بند فرمانست از آن رو طاعتی دارد تمام
گر عزیزی را به عمر خویش دردسر کرد / چون ندارد درد عشقش زحمتی دارد تمام
خاک پایش هر که همچون تاج بر سر می نهد / پادشاهی می نماید دولتی دارد تمام
خرقه پوشی را که او از وصل داده وصله ای / در میان خرقه پوشان خلعتی دارد تمام
همت عالی ما با غیر اومیلی نکرد / شاید ار گوئی فلانی همتی دارد تمام
نعمت الله از خدا می جو که آن خوش نعمتی است / هر که دارد نعمت الله نعمتی دارد تمام