شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۲۹| ” میراثدار ادب پارسی “
ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان / جانت مده به باد هوا در هوای نان
بگشادهای چو کاسه دهان در خیال آش / مانند سفره حلقه به گوشی برای نان
بهر دو نان مرو بر ِ دونان و شرمدار / حیف است کآبروی فروشی بهای نان
آدم برای دانهٔ گندم بهشت هشت / تو بازخر به نان جو ای مبتلای نان
هر هشت خلد و شش جهت و پنج حس تو را / گردد مطیع اگر بدهی یک دو تای نان
دل را شراب ده که همین است دوای دل / نان پیش سگ بمان که همان است سزای نان
از خوان نعمتاللّه اگر خوردهای طعام / چه قدر آش نزد تو باشد چه جای نان
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.