شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۳۳| ” میراثدار ادب پارسی “
ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من / ای خلیل الله من فرزند من برهان من
شمع بزم جان من از نور رویت روشن است / باد روشن دائما چشم چراغ جان من
در نظر نقش خیال روی تو دارم مدام / ای دل و دلدار من ای جان و ای جانان من
مجلس عشقست و من میگویمت از جان دعا / گوش کن تا بشنوی ای میر سرمستان من
مدت هفتاد سال از عمر من بگذشته است / حاصل عمرم توئی ای عمر جاویدان من
بی رضای من نبودی یک زمان در هیچ حال / یک سخن هرگز نفرمودی تویی فرمان من
یادگار نعمت الله قرةالعین رسول / نور طه آل یاسین سایهٔ سلطان من
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.