شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۳۶| ” میراثدار ادب پارسی “
در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من / او ناظر و منظور است ای نور دو چشم من
در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه / هم جنت و هم حور است ای نور دو چشم من
بر دار فنا رفتن سردار بقا بودن / آن منصب منصور است ای نور دو چشم من
آن دلبر هر جائی از غایت پیدائی / گویند که مستور است ای نور دو چشم من
شخصی که خیال غیر در خاطر او گنجد / از مذهب ما دور است ای نور دو چشم من
گر منکر میخواران انکار کند ما را / بگذار که معذور است ای نور دو چشم من
رندی که به سرمستی سر حلقهٔ مستان است / آن سید مشهور است ای نور دو چشم من
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.