شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۴۲| ” میراثدار ادب پارسی “
عشق در آن و این توان دیدن / بر یسار و یمین توان دیدن
آن چنان آفتاب روشن رای / در رخ شمس دین توان دیدن
ماه اگر چه بر آسمان باشد / نور او در زمین توان دیدن
عاشقانه اگر طلبکاری / آن چنان این چنین توان دیدن
گر امین خدا چو من باشی / جبرئیل امین توان دیدن
با سلیمان اگر حریف شوی / خاتمش با نگین توان دیدن
نعمت الله را اگر یابی / دلبر نازنین توان دیدن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.