شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۴۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عشق در آن و این توان دیدن / بر یسار و یمین توان دیدن
آن چنان آفتاب روشن رای / در رخ شمس دین توان دیدن
ماه اگر چه بر آسمان باشد / نور او در زمین توان دیدن
عاشقانه اگر طلبکاری / آن چنان این چنین توان دیدن
گر امین خدا چو من باشی / جبرئیل امین توان دیدن
با سلیمان اگر حریف شوی / خاتمش با نگین توان دیدن
نعمت الله را اگر یابی / دلبر نازنین توان دیدن