شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵۰| ” میراثدار ادب پارسی “
در جام جهان نما جهان بین / در آینه عین ما روان بین
جامی به کف آر عارفانه / معشوقهٔ جمله عاشقان بین
بر دیدهٔ ما نشین زمانی / نور بصر محققان بین
از دیدهٔ مردم ار نهانست / پیداست به چشم ما عیان بین
گوئی فردا ببینم او را / فردا امروز و این زمان بین
بگذر ز نشان و نام هستی / در عالم نیستی نشان بین
شادی روان نعمت الله / می نوش و حیات جاودان بین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.