شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵۲| ” میراثدار ادب پارسی “
با تو گویم روی بی چون چو ببین / نور روی او به نور او ببین
روشنست آئینهٔ گیتی نما / در صفای روی او آن رو ببین
می نماید آن یکی در هر یکی / ورنه می بینی چو احوال دو ببین
آفتابی رو نموده مه نقاب / روشنست در دیده ماه نو ببین
آبرو جوئی در این دریا در آ / عین ما را می نگر هر سو ببین
خرقهٔ هستی به می می شو چو ما / پاکی ما را ز شست و شو ببین
نعمت الله را به چشم ما نگر / نور نور الدین ما نیکو ببین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.