شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵۴| ” میراثدار ادب پارسی “
جامیم و شراب این عجب بین / مستیم و خراب این عجب بین
این طرفه که هم مئیم و هم جام / هم آب و حباب این عجب بین
در صورت موج و جو و دریا / مائیم حجاب این عجب بین
ما تشنه لبیم و آب جوئیم / با چشم پر آب این عجب بین
ما نقش خیال خوش بینیم / رفتیم به خواب این عجب بین
جان است نقاب روی جانان / بردار نقاب این عجب بین
دیدیم وجود نعمت الله / چون جام شراب این عجب بین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.