شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵۵| ” میراثدار ادب پارسی “
باده می نوش و جام را می بین / خلق را مظهر خدا می بین
قدمی نه به خلوت درویش / پادشه همدم گدا می بین
ای که گوئی کجا توانم دید / دیده بگشا و هر کجا می بین
نور چشمست و در نظر پیداست / نظری کن به چشم ما می بین
نالهٔ زار مبتلا بشنو / حال مسکین مبتلا می بین
دُرد دردش مدام می نوشم / همدم ما شو و دوا می بین
نعمت الله را به دست آور / سید و بنده را بیا می بین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.