شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵۷| ” میراثدار ادب پارسی “
آن چنان حضرتی چنین می بین / چشم بگشا همان همین می بین
جام و می را به همدگر دریاب / نظری کن به آن و این می بین
ذره و آفتاب در نظر است / تیز می بین و خرده بین می بین
جام گیتی نما به دست آور / روبرو یار همنشین می بین
حسن او را نگر به دیدهٔ او / نور آن روی نازنین می بین
نور چشم است و دیدهٔ روشن از او / دیده و نور را قرین می بین
نعمت الله امین حضرت اوست / آن امانت نگر امین می بین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.