شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶۰| ” میراثدار ادب پارسی “
ذوق ما داری بیا با ما نشین / عاشقانه خوش درین دریا نشین
چست برخیز از سر هر دو جهان / بر در یکتای بی همتا نشین
چشم ما روشن به نور روی اوست / خوش بیا بر دیدهٔ بینا نشین
سر بنه در پای خم رندانه وار / در خرابات فنا بالا نشین
گرد نقطه مدتی کردی طواف / دایره گر شد تمام از پانشین
گر نیابی همدمی و محرمی / همنشین خود شود تنها نشین
مجلس عشق است و ما مست و خراب / نعمت الله بایدت با ما نشین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.