شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶۲| ” میراثدار ادب پارسی “
بر در می فروش خوش بنشین / جام می را بنوش خوش بنشین
پرده را ز خویشتن مدران / سِر خود را بپوش خوش بنشین
این نصیحت نکوست یادش دار / حلقه ای کن به گوش خوش بنشین
درد اگر هست خوش خوشی می جوش / ور تو صافی مجوش خوش بنشین
از سر کاینات خوش برخیز / تا بیائی به هوش خوش بنشین
در سمرقند اگر نیابی یار / خوش برو تا بلوش خوش بنشین
در خرابات نعمت الله را / گر بیابی به گوش خوش بنشین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.