شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بر در می فروش خوش بنشین / جام می را بنوش خوش بنشین
پرده را ز خویشتن مدران / سِر خود را بپوش خوش بنشین
این نصیحت نکوست یادش دار / حلقه ای کن به گوش خوش بنشین
درد اگر هست خوش خوشی می جوش / ور تو صافی مجوش خوش بنشین
از سر کاینات خوش برخیز / تا بیائی به هوش خوش بنشین
در سمرقند اگر نیابی یار / خوش برو تا بلوش خوش بنشین
در خرابات نعمت الله را / گر بیابی به گوش خوش بنشین