شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کرمی کن بیا و خوش بنشین / یک نفس نزد همدمی بنشین
رند مست خوشی به دست آور / جام می نوش با جمی بنشین
در خرابات عشق مستانه / شاد برخیز و بی غمی بنشین
ذوق از زاهدان نخواهی یافت / با چنین طایفه کمی بنشین
با دل ریش پیش درویشی / به تمنای مرهمی بنشین
حاصل عمر ما دمی باشد / دم به دم در بیا دمی بنشین
نعمت الله اگر کسی جوید / پیش رند مکرمی بنشین