شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶۴| ” میراثدار ادب پارسی “
چیست عالم سایه بان شمس دین / این و آن باشد از آن شمس دین
شمس دین را دوست می دارم بجان / می خورم سوگند جان شمس دین
عارفانه با تو می گویم سخن / این معانی از بیان شمس دین
نور دین از شمس دین روشن شده / دادمت اینک نشان شمس دین
مجلس عشقست و ما مست و خراب / باده نوشان عاشقان شمس دین
گر به بیت الله عزیمت می کنی / راهرو با رهروان شمس دین
نعمت الله سید جانان بود / گر چه هست از بندگان شمس دین
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.