شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۷۵| ” میراثدار ادب پارسی “
جام گیتی نمای ما انسان / حافظ جامع خدا انسان
صورت اسم اعظمش دانم / محرم راز کبریا انسان
گنج و گنجینه و طلسم به هم / می نماید عیان تو را انسان
هر چه در کاینات می خوانند / بندگانند و پادشاه انسان
خانقاهیست شش جهت به مثل / صوفی صفهٔ صفا انسان
موج و بحر و حباب قطره و جو / همه باشند نزد ما انسان
این سرا خانهٔ خراب بود / گر نباشد در این سرا انسان
دُردی درد دل که درمانست / می کند نوش دایما انسان
نعمت الله را اگر یابی / خوش ندا کن بگو که یا انسان
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.