شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۷۸| ” میراثدار ادب پارسی “
جام گیتی نما ز ما بستان / ساغر پر ز ما بیا بستان
دُردی درد دل دوا باشد / دردمندی خوشی دوا بستان
گر بلائی دهد خدا دریاب / بخشش حضرت خدا بستان
چون رسیدی در این سرابستان / هم مرادی از این سرا بستان
بر سر آب چشم ما بنشین / آبروئی ز چشم ما بستان
گر به بستان گذر کنی نفسی / همچو بلبل ز گل نوا بستان
نعمت الله مجو ز بیگانه / هر چه خواهی ز آشنا بستان
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.