شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۸۳| ” میراثدار ادب پارسی “
دمی در چشم مست ما نظر کن / ببین منظور و ناظر را نظر کن
نگر صورتگری در عین صورت / در این صورت تو آن معنی نظر کن
حباب و موج و قطره جمله آبند / بجو این جمله در دریا نظر کن
نقاب ماه را بگشا و بنگر / به نور آفتاب ما نظر کن
دلی چون آینه روشن به دست آر / در آن دلدار بی همتا نظر کن
خیالش نقش کن بر پردهٔ چشم / به عین دیدهٔ بینا نظر کن
چو عالم می نماید نعمت الله / نظر کن در همه اشیا نظر کن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.