شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۸۵| ” میراثدار ادب پارسی “
عالم سر آبی و سرابیست نظر کن / بنگر که سرآب و سرابیست نظر کن
نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیست / در دیدهٔ ما صورت خوابیست نظر کن
اما نظری کن به حقیقت که توان دید / عالم همه چون آب و حبابیست نظر کن
آبست و حبابست درین بحر هویدا / این هر دو به هم جام و شرابیست نظر کن
گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاست / در اصل همه قطرهٔ آبیست نظر کن
هر ذره که بینی به تو خورشید نماید / روشن بنگر ماه نقابیست نظر کن
در کوی خرابات بجو سید ما را / می بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.