شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۹۳| ” میراثدار ادب پارسی “
دردمندیم و از دوا ایمن / بینوائیم وز نوا ایمن
در خرابات خلوتی داریم / خوش نشسته در این سرا ایمن
به خدا هر که باشد او باقی / همچو ما گردد از فنا ایمن
هر که خواهی و هر که بینی بود / یار ما باشد و ز ما ایمن
قدمی نه در آ به میخانه / تا که گردی چو اولیا ایمن
باش ایمن ز خوف بیگانه / بنشین پیش آشنا ایمن
بندهٔ سید خراباتی / رند مستیم و از شما ایمن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.