شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۹۶| ” میراثدار ادب پارسی “
ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کن / دُردی به ذوق می نوش درد دلت دوا کن
در بحر ما قدم نه با ما دمی برآور / آب حیات ما نوش میلی به سوی ما کن
خواهی که پادشاهی یابی چو بندگانش / بر درگه کریمان در یوزه چون گدا کن
داری هوا که گردی سردار بر در او / در پای دار سر نه هم ترک دو سرا کن
هر مظهری که بینی جام جهان نمائیست / مظهر در او هویداست نظّارهٔ خدا کن
جام شراب می نوش شادی روی رندان / مستانه این چنین کار بی روی و بی ریا کن
با سید خرابات رندانه عهد بستی / مشکن تو عهد خود را آن عهد را وفا کن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.