شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۹۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن / بشنو نصیحتی و نصیحت رها مکن
رندی که از کرم به تو جام شراب داد / شکرش بگو به صدق و کریمت رها مکن
گفتی که می روم به سوی کوی می فروش / این نیتی خوش است عزیمت رها مکن
دُر یتیم اگر به کف آری نگاهدار / خوش گوهریست دُر یتیمت رها مکن
یار قدیم خویش نگه دار جاودان / با او بساز و یار قدیمت رها مکن
بنده ندیم حضرت سلطان عالمست / ای شاه روزگار ندیمت رها مکن
دریاب نعمت الله و با او دمی برآر / خوش نعمت خوشیست نعیمت رها مکن