شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۰۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

من عین تو و تو عین وین عینین / یک عین بود ظهور او در کونین
هر گه که دو جام پر کنند از یک می / این هر دو یکی باشد و آن یک اثنین
جامی ز شراب خانه دارد رطلی / جامی دگر از می مصفای متین
هر چند که آب را نباشد لونی / چون در دو قدح کنی نماید لونین
در شمس و قمر نگر که روشن بینی / یک نور که رو نموده اندر عنین
گر سلطنت صورت و معنی یابی / شاهی گردی چو حضرت ذوالقرنین
زاهد به هوای جنتین و سید / باشد بیدات جنتینش سجنین