شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۰۴| ” میراثدار ادب پارسی “
ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو / وی پادشاه صورت و معنی گدای تو
مقصود از آفرینش عالم توئی و بس / ای جسم و جان ، دنیی وعقبی فدای تو
آئینهٔ صفات الهی و عارفان / بینند آن صفات به نور صفای تو
خلوتسرای نقش خیال تو چشم ماست / غیر تو نیست لایق خلوتسرای تو
بیگانه از خدای نباشد به هیچ روی / هر عاشقی که هست چو ما آشنای تو
تو نور آفتاب وجودی و کاینات / مانند ذره رقص کنان در هوای تو
دل دارد از بلای تو ذوق خوشی مدام / صد جان فدای ذوق خوشی مبتلای تو
ای جان انس و جان ، دل ما جایگاه تست / هرگز نداشتیم کسی را به جای تو
روح القدس که سرور ملک ملایکست / آمد به زیر سایهٔ فر همای تو
گر هست طاعت دگری روزه و نماز / حمد خداست طاعت ما و ثنای تو
سید سریر سلطنش عرش اعظم است / تا بار یافت در حرم کبریای تو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.