شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۰۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو / محبوب تر از جانی صد جان به فدای تو
رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا / هر کس به هوای خود مائیم و هوای تو
دل خلوت خاص تست ، بنشین تو به جای خود / والله که نخواهم داشت غیر تو به جای تو
گر دست مرا گیری من دامن تو گیرم / پائی ز تو گر یابم آیم به سرای تو
گویند که این و آن باشند برای ما / نی نی که غلط کردند هستند برای تو
جز نقش خیال تو در چشم نمی آید / هر نور که می یابم بینم به لقای تو
در دار فنا سید از عشق تو گر جان داد / جانش ز خدا جوید پیوسته بقای تو