شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۱۳| ” میراثدار ادب پارسی “
جو چه می خواهی بیا دریا بجو / عاشقی دریا دلی اینجا بجو
یک دمی با ما در این دریا در آ / آبروی ما درین دریا بجو
هر که بینی دست او را بوسه ده / سر به پایش نه از او او را بجو
عشق را جائی معین هست نیست / جای آن بی جای ما هر جا بجو
دست بگشا دامن خود را بگیر / حضرت یکتای بی همتا بجو
نقطه ای در دایره پنهان شده / آشکارا گفتمت پیدا بجو
نعمت الله را به چشم ما ببین / نور او در دیدهٔ بینا بجو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.