شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۱۷| ” میراثدار ادب پارسی “
خوش درآ در بحر ما ما را بجو / آبرو جوئی درین دریا بجو
قطره و موج و حباب و بحر و جو / هر چه می خواهی بیا ازما بجو
قاب قوسین از میانه طرح کن / مخزن اسرار او ادنی بجو
در خرابات فنا افتاده ایم / جای ما جوئی بیا این جا بجو
از بلا چون کار ما بالا گرفت / منصب عالی از آن بالا بجو
غیر او نقش خیالی بیش نیست / بگذر از نقش خیال او را بجو
سید ما را ز یاسین می طلب / صورتش از معنی طه بجو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.