شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۲۴| ” میراثدار ادب پارسی “
ای دل گشایشی ز در عاشقان بجو / آسایشی ز صحبت صاحبدلان بجو
در یوزه ای ز همت مردان حق بکن / بخشایشی ز خدمت این دوستان بجو
پروانه ای ز آتش عشقش بسوز دل / آن لحظه آروزی دل و کام جان بجو
از خود در آ به خلوت جانانه رو خرام / چون بی نشان شدی ز خود آن دم نشان بجو
گر طالب حقیقتی مطلوب نزد تو است / دریاب و آرزوی دل طالبان بجو
ذرات کاینات ز خورشید روی او / روشن شدند ذره به ذره عیان بجو
سید ازین میان و کنارش طلب مکن / پرُتر شو از کنار و برون از میان بجو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.