شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۲۷| ” میراثدار ادب پارسی “
درد اگر داری دوا از خود بجو / هر چه می جوئی چو ما از خود بجو
تشنه گردی سو به سو جویای آب / غرق آبی آب را از خود بجو
رو فنا شو تا بقا یابی ز خود / چون شدی فانی بقا از خود بجو
از خودی تا چند گوئی با خودآ / خود رها کن رو خدا از خود بجو
گنج در کنج دل ویران ماست / گنج اگرخواهی در آ از خود بجو
صورت و معنی و جام و می توئی / حاصل هر دو سرا از خود بجو
نعمت اللهی و نامت زید و بکر / نعمت الله را بیا از خود بجو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.