شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۳۰| ” میراثدار ادب پارسی “
ذوق سرمستان ز مخموران مجو / حال مستی جز که از مستان مجو
در خرابات مغان رندانه رو / مجلسی جز مجلس رندان مجو
خوش درآ در بحر بی پایان ما / غیر ما در بحر بی پایان مجو
جان و دل ایثار جانان کن چو ما / جز وصال حضرت جانان مجو
گنج او در کنج دل می جو مدام / غیر گنجش در دل ویران مجو
از خدا دائم خدا را می طلب / گر محبی جنت و حوران مجو
بر سر دار فنا با ما نشین / مثل سید میر سرمستان مجو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.