شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۳۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ذوق سرمستان ز مخموران مجو / حال مستی جز که از مستان مجو
در خرابات مغان رندانه رو / مجلسی جز مجلس رندان مجو
خوش درآ در بحر بی پایان ما / غیر ما در بحر بی پایان مجو
جان و دل ایثار جانان کن چو ما / جز وصال حضرت جانان مجو
گنج او در کنج دل می جو مدام / غیر گنجش در دل ویران مجو
از خدا دائم خدا را می طلب / گر محبی جنت و حوران مجو
بر سر دار فنا با ما نشین / مثل سید میر سرمستان مجو