شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۳۳| ” میراثدار ادب پارسی “
خوش برو خوش بنوش خوش می رو / نوش و پوش و خموش خوش می رو
گر تو داری هوای می نوشی / بر در می فروش خوش می رو
در خرابات بی سر و بی پا / خوش سبوئی به دوش خوش می رو
مست و مدهوش می روی در راه / تا نیائی به هوش خوش می رو
عقل را غیر گفتگوئی نیست / بگذر از گفتگوش خوش می رو
دیگ سودا خوشی به جوش آور / با چنان پخته جوش خوش می رو
شادی روی سید سرمست / جام می را بنوش خوش می رو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.