شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۳۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خوش برو خوش بنوش خوش می رو / نوش و پوش و خموش خوش می رو
گر تو داری هوای می نوشی / بر در می فروش خوش می رو
در خرابات بی سر و بی پا / خوش سبوئی به دوش خوش می رو
مست و مدهوش می روی در راه / تا نیائی به هوش خوش می رو
عقل را غیر گفتگوئی نیست / بگذر از گفتگوش خوش می رو
دیگ سودا خوشی به جوش آور / با چنان پخته جوش خوش می رو
شادی روی سید سرمست / جام می را بنوش خوش می رو