شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۳۶| ” میراثدار ادب پارسی “
بقا در عشق اگر خواهی فنا شو / حیات از وصل اگر جوئی چو ما شو
مشو خودبین و خود را نیک دریاب / بدان خود را و دانای خدا شو
اناالحق زن چو منصور از سر عشق / بر آ بر دار و در دارالبقا شو
صدف دریاب و گوهر را طلب کن / در آ در بحر و با ما آشنا شو
به سوی گلشن جانان گذر کن / بسان بلبل جان خوش نوا شو
فابقوا بالبقاء قرب ربی / فافنوا از وجود خود فنا شو
چو سید بندهٔ این شاه می باش / به باطن خواجه و ظاهر گدا شو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.