شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۴۵| ” میراثدار ادب پارسی “
آینهٔ جمال او نیست به جز جلال او / نیست به جز جلال او آینهٔ جمال او
مست می زلال او جان منست روز و شب / جان منست روز و شب مست می زلال او
صورت بی مثال او داده مثال خود مرا / داده مثال خود مرا صورت بی مثال او
دیده ام آن جمال او در همه حسن دلبران / در همه حسن دلبران دیده ام آن جمال او
نقش خیال خال او نور سواد چشم ما / نور سواد چشم ما نقش خیال خال او
عاشق ذوق حال او طالب ذوق حال ما / طالب ذوق و حال ما عاشق ذوق حال او
نقش خوش خیال او بسته خیال در نظر / بسته خیال در نظر نقش خوش خیال او
در حرم وصال او محرم نعمت اللهم / محرم نعمت اللهم در حرم وصال او
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.