شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۶۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به وجود او یکی بود نه دو / وحده لا اله الا هو
آن یکی در ظهور دو بنمود / دو نماید ولی نباشد دو
نور او می نگر به هر چشمی / حسن او را ببین تو در هر دو
جام می را بنوش رندانه / قول مستانهٔ خوشی می گو
آفتابیست بر همه روشن / غیر یک آفتاب دیگر کو
در خرابات رند سرمستی / گر طلب می کنی مرا می جو
نعمت الله می کند تکرار / وحده لا اله الاهو