شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۶۷| ” میراثدار ادب پارسی “
تا قیامت ترک جام می مگو / همدمی خوشتر ز جام می مجو
ساقیا در دور جام می در آ / خرقهٔ سالوس رندان را بشو
جان ما آئینهٔ جانان ماست / جان جانان خوش نشسته روبرو
واعظ ار منعت کند ازعاشقی / وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو
یک نفس بی عشق و جام می مباش / گر نه ای همصحبت خواجه ولو
بسته ام نقش خیال او به چشم / هر چه آید در نظر بیند به او
نعمت الله در همه عالم یکی است / گر نه ای احول مبین آن یک به دو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.