شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۷۱| ” میراثدار ادب پارسی “
کهنه است این شراب و جامش نو / عین هر دو یکی و نامش دو
در دو عالم خدا یکی است یکی / جز یکی در وجود دیگر کو
دو نگویم نه مشرکم حاشا / وحده لا اله الا هو
همه روئی به سوی او دارند / لاجرم جمله را بود یک رو
گاهی آب حباب و گه موج است / گاه در بحر و گه بود در جو
هر چه محبوب می کند بد نیست / همه افعال او بود نیکو
همه ممنون نعمت اللهیم / نعمت الله از همه می جو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.