شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۷۲| ” میراثدار ادب پارسی “
می فراوان است اینجا جام کو / دُرد و دردش هست درد آشام کو
ای که می گوئی دمی آرام گیر / با چنین دردی مرا آرام کو
گر نشان و نام می جوئی مجو / در عدم ما را نشان و نام کو
زلف و خالش مرغ دلها صید کرد / خوبتر زان دانه و آن دام کو
جام می در دور می گردد مدام / عشق را آغاز یا انجام کو
شمس تبریزی ز مصر آمد برون / آفتابی آن چنان در شام کو
نعمت الله مست و جام می به دست / همچو او رندی درین ایام کو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.