شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۷۷| ” میراثدار ادب پارسی “
عارفانه بیا و خوش می گو / وحده لا اله الا هو
ذکر مستانه می کنم شب و روز / تو ز من بشنوی و من از او
همه عشق است و ما در او غرقیم / عین ما را به عین ما می جو
باش با عاشقان او یک روی / خوش بگو لا اله الا هو
در دو آئینه رو نمود یکی / آن یکی باشد و نماید دو
غیر او نیست در وجود ای دوست / ور تو گوئی که هست غیری کو
این چنین گفته های مستانه / بشنو از من که گفته ام نیکو
خرقهٔ پاک اگر هوس داری / جامهٔ خود تو از خودی می شو
نعمت الله یکی است در عالم / فارغ است از خیال عقل دو رو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.