شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۷۸| ” میراثدار ادب پارسی “
آینه بردار تا ببینی در او / جان و جانان خوش نشسته روبرو
جز یکی در جمله عالم هست نیست / این دوئی پیدا شده از ما و تو
آب چشم ما به هر سو شد روان / آبرو جوئی بیا از ما بجو
خم میخانه به یک دم درکشم / خود چه باشد پیش ما جام و سبو
تا میانش در کنار آورده ایم / مو نمی گنجد میان ما و او
در دو عالم جز یکی دیدیم نه / چشم احول آن یکی بیند به دو
نعمت الله مست و در کوی مغان / در پی ساقی روان شد سو به سو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.