شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۸۰| ” میراثدار ادب پارسی “
حضور یار بی اغیار خوش بو / بهشت جاودان با یار خوش بو
دلارامی که با من در میان است / کناری با چنان دلدار خوش بو
گل با خار خوش باشد ولیکن / اگر باشد گل بی خوار خوش بو
خراباتست و ما مست و خرابیم / چنین بزم و چنان خمّار خوش بو
در این بتخانهٔ صورت به معنی / اگر یابی بت عیار خوش بو
به تیغ عشق او گر کشته گردی / فتاده بر سر بازار خوش بو
به شادی نعمت الله گر خوری می / شوی از عمر برخوردار ، خوش بو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.