شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۸۱| ” میراثدار ادب پارسی “
رند و جام شراب خوش خوش بو / وقت مست خراب خوش خوش بو
یار چون بی حجاب رو بنمود / شاهد بی حجاب خوش خوش بو
نور او آفتاب تابان است / دیدن آفتاب خوش خوش بو
چشمهٔ چشم ما پر از آب است / چشمهٔ پر ز آب خوش خوش بو
گر خیالش به خواب بتوان دید / هر که بیند به خواب خوش خوش بو
گل بگیر و گلاب از او بستان / زان که بوی گلاب خوش خوش بو
خوش بود شعر سید از سر ذوق / هر که گوید جواب خوش خوش بو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.