شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۸۵| ” میراثدار ادب پارسی “
خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده / در دیدهٔ سرمست نظر کن که پدیده
مستانه دو بیتی ز سر ذوق بگفتم / خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده
تا ظن نبری گفتهٔ من شعر فلان است / الهام الهی است که از غیب رسیده
میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان / جام می ما بر همه میخانه گزیده
رندی که در این کوی مغان خوش به کمال است / از قصهٔ بیگانه و از خویش رهیده
جان در تن ما عشق نهاده به امانت / گر میطلبد هان بسپاریم به دیده
خوش باشد اگر عمر عزیز به سر آری / در بندگی سید و اخلاق حمیده
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.