شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۸۶| ” میراثدار ادب پارسی “
نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته / جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته
سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل / بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته
ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست / آمده در بزم ما از رخ نقاب انداخته
لاابالی وار با رندان نشسته روز و شب / از رقیب ایمن سپر بر روی آب انداخته
بر کشیده تیر عشق و عاشقان خویش را / بر سر کوی محبت بی حساب انداخته
آتشی انداخته در جان شمع از عشق خود / عقل را پروانه وش در اضطراب انداخته
وعدهٔ دیدار داده عاشقان خویش را / ذوق و وجدی در وجود شیخ و شاب انداخته
زاهد و مفتی به عشق جرعه ای از جام او / آن یکی سجاده و این یک کتاب انداخته
نعمت الله را حریف مجلس خود ساخته / جام وحدت داده و مست و خراب انداخته
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.