شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۸۹| ” میراثدار ادب پارسی “
عشق او خوش آتشی افروخته / غیرت او غیر او را سوخته
عشقبازی کار آتش بازی است / او چنین کاری به ما آموخته
گنج او در کنج دل ما یافتیم / دل فراوان نقد از او اندوخته
نور ما روشنتر است از آفتاب / گوئیا از نار عشق افروخته
جام و می با یکدگر آمیخته / خون میخواران به خاکش ریخته
زلف بگشوده نموده آن جمال / شیوهٔ او فتنه ها انگیخته
ساقی سرمست خمی پر ز می / بر سر رندان عالم ریخته
در خرابات مغان مست و خراب / عاشقانه مجلسی انگیخته
سیدم زلف سیادت برفشاند / عالمی را دل در او آویخته
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.